حاج محمد تقى جورابچى

52

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )

من باران مىبارد ، نبات مىرويد ، من روزى مىدهم ، من خلق مىكنم ، هركس مرا شناخته خدا را شناخته . تا آخر حديث چون اين‌ها صفات الهى است و حضرت نسبت را به خودش داد تفاوت نمىكند . در جاى ديگر فرموده من بنده‌اى « 1 » هستم از بندگان پيغمبر ( ص ) و حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرموده العبد و ما بيده لمولاه هرچه بنده و آنچه در دست بنده است مال صاحب اوست و شهادت مىدهيم قبل از رسالت به عبوديّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چون محقّق شد هرچه در دست بنده باشد مال آقا است ، در جميع عوالم مقرّب‌تر بارگاه احديّت غير از اين‌ها پيدا نمىشود . اين است كه محلّ و مظهر جميع صفات ربوبيّت شده‌اند . حتّى به اين درجه رسيده‌اند لا فرق بينك و بينها الّا انّهم عبادك و خلقك چون توحيد صفات نمودى بعد از [ آ ] ن توحيد عبادت است . كه طريق بندگى عبادت نمودن است به هر نحو كه خودش امر فرموده و اولياى حقّ به ما رسانيده‌اند . از خودمان چيزى را تغيير [ و ] تبديل نكنيم . چنانچه جماعت عامّه در توحيد عبادت به دلخواه خودشان رفتار مىكنند چون از باب معرفت خداوند به جهت بىعلمى دور شدند در همه‌ى اعمال و افعال و اعتقاد مطرود و مغضوب خداوندى شدند . در كتاب مجيد امر فرموده كه از در خانه‌ها داخل شويد و معلوم است كه هر كس از در داخل نشود او را دزد و فاسق مىگويند . و قرار گذاشته است خداوند عالم باب جميع علوم و باب معرفت و توحيد خودش را در اين‌جا گذاشته و سفينه‌ى نجات و هدايت هر قوم اين خاندان نبوت است . هركس غير از اين در به در ديگر برود ، غير از خدا را عبادت كرده ، راه را كه گم نمود و هادى هم نشد معلوم است كه طريق ضلالت رفته . ترسم نرسى به كعبه‌اى اعرابى * اين ره كه تو ميروى به تركستان است بعد از آن‌كه طريق معرفت و عبادت را فهميدى [ اگر ] « 2 » عمل را بدون ريا و غرض نفسانى نكنى در آن وقت غير از خدا را عبادت كرده [ باشى ، پس ] بايد جميع افعال و اعمال تو قربة الى اللّه باشد . تا اين‌كه به درگاه احديّت تقّرب نموده ، از بندگان خالص [ و ] مخلص باشى كه شيطان را در تو حظّ و نصيبى نباشد . و هرشيئى كه خداوند عزّوجل در عالم خلق فرموده مركّب است از دو

--> ( 1 ) . در اصل : بندهء . ( 2 ) . در اصل : پس